تبليغاتX
.: اشکان :.
زهر شیرین
دوشنبه چهارم آذر 1387
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق/که نامی خوش تر از اینت

 ندانم/وگر هر لحظه رنگی تازه گیری به غیراز زهر شیرینت

 نخوانم/توزهری زهر گرم و سینه سوزی/تو شیرینی که شور

هستی از توست/شراب جام خورشیدی که جان را نشاط از تو

غم از تو مستی از توست/بسی گفتند دل از عشق بر گیر که

نیرنگ است و افسونست و جادوست!ولی ما دل به او بستیم و

 دیدیم که او زهر است اما نوشداروست!  (فریدون مشیری)

Posted by (مهم نوشته هست نه نويسنده) @ 17:47 |