
امروز خواستم آینه باشم ،
تا ازدحام و تکرار زندگی در من تبدیل به سایه شود،
و نگاهم تا عمق آسمان برود،
آفتاب را حمایت کنم،
مهتاب را تکرار کنم،
سکوتت را ویران کنم،
و غرورم را جبران کنم،
انعکاسی از آسمان شب شدم و باغچه را پر از ستاره کردم،
پاییز تصویرش را در من دید و دلهرۀ گل های باغچه را باور کرد،
" سپید مشکی من "
دست های مرا از میان آینه بگیر،
دلهرۀ شکستن مرا باور کن.