
چند ساله هستي؟ مخملباف:۵/۱۴ ساله.
از چند سالگي به مدرسه نرفتي؟
حنا: از 8 سالگي، بعد ازكلاس دوم دبستان.
چرا مدرسه نرفتي؟
حنا: در آن زمان دو سه ماهي بود كه در خانه ما يك مدرسة هنري راه افتاده بود . كلاس هاي آن مدرسه برايم جذاب تر بود . در مدرسه معلم ما دربارة اين كه بايد مواظب باشيم روسري ماعقب نرود تا خدا ما را به جهنم نبرد صحبت مي كرد. اما در خانة ما دربارة نقاشي، عكاسي، سينماو داستان وشعر صحبت مي كردند.
آيا پدرت به راحتي قبول كرد كه تو به مدرسه نروي يا به سختي قبول كرد؟
حنا: يك شرط گذاشت بعد قبول كرد.
چه شرطي؟
حنا: اين كه من آزادم هر كاري دلم مي خواهد انجام دهم، اما آن كار بايستي حداقل يك ماه،روزي 8ساعت تكرار شود . مثلاً اگر من دلم مي خواست دوچرخه سواري كنم بايستي حداقل يك ماه، روزي 8 ساعت اين كار را مي كردم. براي همين بعد از يك ماه مي توانستم به راحتي روزي پنجاه كيلومتر دوچرخه سواري كنم و من عادت كردم كه با وقت گذاشتن 30 روز ضربدر8 ساعت از هر علاقه اي كه دارم به يك تخصص برسم.

متولد دوم تیر ماه ۱۳۳۴ در همدان
دارای مدرک تحصیلی دیپلم طبیعی
همچنین دارای مدرک درجه یک هنری (معادل لیسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
فعالیت هنری را از سال 1348 با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. در سال 1353 برای بازی در نمایش « دکه » و یک سال بعد برای بازی در نمایش « تسلیم شدگان » جایزه کاخ جوانان را گرفت.
برای نخستین فیلمش « دیار عاشقان » دیپلم افتخار بازیگر نقش دوم را در دومین جشنواره فجر گرفت.
او همچنین برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم « لیلی با من است » و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم « آژانس شیشه ای » شد.

امروز(16 اوریل) تولد یکی از بزرگترین نوابغ سینما و موسیقیه. راستش نیمه دوم آپریل پر از اتفاقات و تولد نوابغه و نمی دونستم کدومو بنویسم، از لئوناردوداوینچی گرفته تا چارلی چاپلین و هیتلر و غرق شدن کشتی تایتانیکو... !!! و در نهایت تصمیم گرفتم چارلی چاپلین رو بنویسم
سر چارلز اسپنسر چاپلین ملقب به چارلی چاپلین در تاریخ 16 آپریل 1889 در خانواده ای نسبتا فقیر به دنیا آمد و از همان کودکی با دردسر مواجه، بود بعد از جدایی پدر و مادرش در سن 3 سالگی او در بدترین شرایط و با مادر و برادرش سیدنی زندگی می کرد. او از همان کودکی در تلاشی برای معاش زندگیش بر روی سن ها و صحنه ها بازی می کرد و سراسر دوران کودکیش را فقیرانه زندگی میکرد.تا اینکه در سال 1913 در یک کمپانی که به عنوان یه بازیگر سیار انتخاب شد و توانست اولین فیلمش را با عنوان “در تلاش برای معاش” بازی کند، اما این نقش نمی توانست سبب محبوبیت او شود، او در فیلم بعدیش در نقش یک ولگرد ظاهر شد، شاید چارلی در آن زمان فکر نمی کرد که ایفای نقش یک ولگرد بیش از ایفای نقش یک پولدار او را مشهور خواهد کرد. بعد از ایفای نقش در این فیلم بود که چارلی با همان ظاهری که ما او را می شناسیم در فیلم ها ظاهر شد.اکثر فیلم های چارلی به صورت پانتومیم اجرا شدند، همان فیلم هایی که باعث شهره شدن روز افزونش می شد. او در سال 1915 با بستن قراردادی با یک شرکت فیلم سازی معروف به فیلم سازی رو آورد، فیلم هایی که هنوز هم شاهکار محسوب می شوند : ولگرد، ساعت یک صبح ،خیابان اوباش، مهاجر، ماجراجو و …چارلی در فیلم هایش، ظلم به فقرا، دروغ، بیچارگی مردم و همه چیز را در پس زمینه خنده (و شاید بهتر بگوییم حزن) کنایه وار و ظریف به صحنه می کشید، فیلم های چارلی صامت بود ولی او با تصاویر سخن می گفت با فیلمهایش.

نام : بهرام رادان
تاریخ تولد: 8 اردیبهشت 1358
او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخاب های بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

متولد ۱۳۳۰ ، فارغ التحصیل تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران
از سال 1345 بازیگری تئاتر را آغاز کرد و در نمایش های آنتیگونه، خرده بورژوا، چهره های سیمون ماشا، ازدواج آقای می سی سی پی، یادگار سال های شن و... بازی کرد. او علاوه بر بازیگری در زمینه طراحی صحنه و فیلمنامه نویسی هم کار کرده و چند سال پیش برای طراحی صحنه نمایش « نیلوفر آبی » برنده جایزه شد.
در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم آژانس شیشه ای جایزه بهترین بازیگر نقش دوم را گرفت و در سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم کیمیا کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نقش دوم بود. در ضمن او در فیلم های سینما سینماست و روبان قرمز بازی های فوق العاده ای ارائه داده است. او برای بازی ماندگارش در فیلم خانه ای روی آب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از بیستمین جشنواره بین المللی فیلم فجر بدست آورد.
بازی فوق العاده زیبای رضا کیانیان در فیلم یک بوس کوچولو به کارگردانی بهمن فرمان آرا به همه ثابت کرد که یک بازیگر تمام عیار است و به جرات می توان گفت که این فرمان آرا نبود که ریسک کرد این رضا کیانیان بود که با قدرت بازیگری اش نقشی را با این همه اختلاف سنی ایفا کرد ...
تمام وسوسه های زمین (حمید سمندریان، 1368) پاتال و آروزهای کوچک (مسعود کرامتی، 1368) مرد ناتمام (محرم زینال زاده، 1371) درد مشترک (یاسمن ملک نصر، 1373) کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) مادرم گیسو (سیامک شایقی، 1374) سلطان (مسعود کیمیایی، 1375) سینما سینماست (سیدضیاء الدین دری، 1375) آژانس شیشه ای (ابراهیم حاتمی کیا، 1376) روبان قرمز (ابراهیم حاتمی کیا، 1377) بوی کافور عطر یاس (بهمن فرمان آرا، 1378) چتری برای دو نفر (احمد امینی، 1379) رومشکان (ناصر غلامرضایی، 80-1379) عیسی می آید (علی ژکان، 80-1379) خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا، 1380) فرش باد (کمال تبریزی، 1381) گاهی به آسمان نگاه کن (کمال تبریزی، 1381) ماهی ها عاشق می شوند (علی رفیعی، 1383) یک تکه نان (کمال تبریزی، 1383) یک بوسه کوچولو (بهمن فرمان آرا، 1383) کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)
سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام.
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم!
مجنونمو دلزده از لیلیا....
خیلی دلم گرفته از خیلیا....
نمونده از جوونی هام نشونی
پیرشدم
پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد وسوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندیو راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیارو مرد باش!
از فیلم :«سنتوری » ساخته ی استاد مهرجویی
خواستگار (علي حاتمي) وسواس الدوله (صادق بهرامي) :خب ، دفعهي قبل به كجا رسيديم ؟
خاوري (پرويز صياد) : عرض كردم معلم خطم و شما فرموديد بهبه !
زير پوست شهر (رخشان بين اعتماد) طوبا (گلاب آدينه) : آخه اين جاهاي چيتان فيتان چيه آدمو ورميداري ميآري ؟
عباس (محمدرضا فروتن) : تو آخه چيتان مني ، همهي فيتان مني ، چيتان فيتان مني .
تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي) مرد (اكبر معززي) : خوشبختي مال ازگلا و زناي بزك كردهي زير تير چراغ برقه !
