تبليغاتX
.: اشکان :.
سه شنبه هفدهم مهر 1386

دلم گرفته خیلی دل تنگم برای تمام اونایی که دوست داشتمشون و از دست دادم .دارم دیونه می شم . بازم باید یکی از اونایی که خیلی دوست دارمش از دست بدم .آخه تا کی می خواد این جریان گند زندگی ادامه پیدا کنه .دیگه بریدم . دیگه نمی تونم تحمل داشته باشم تا کسی و که خیلی دوسش دارم و تو زندگیم نقش خیلی مهمی داشته و حتی نبودش تاثیر سنگینی تو زندگیم داره از دست بدم . آخه چی کار کنم یکی کمکم کنه .چرا زندگی عزیز ترین کس ها رو از آدم می گیره؟

Posted by (مهم نوشته هست نه نويسنده) @ 22:40 |
سه شنبه هفدهم مهر 1386
لحظه هاي ناب كودكيم در پيچ و تاب زمانه گم شد . دوستانم را روزگار گرفت .عشقم را عاشقي ديگر ربود و خدايم را خدا كشت .ما مانديم و يك بقچه رفاقت . تن خميده ي عشق و پوچي فرح انگيز لحظه ها.ما مانديم و سيگاري كنج لب. تلخي چايي بي قندو خش خش برگ ها زير پا.ما مانديم و سيبي از دست حوا، گردش بي حد وحصر و معصوميت فراموش شده ي رويا...

Posted by (مهم نوشته هست نه نويسنده) @ 18:54 |